۲۴.۱۱.۸۶

بالاترين در تسخير كيهان ، يا پيروزى شور بر شعور

.

اگر شما هم مثل من بالاترين را از نزديك دنبال ميكنيد، حتما متوجه شده ايد كه چه در صد بالائى از لينك هائى كه مربوط به روزنامه وزين كيهان هستند با سرعت تمام راى مثبت ميگيرند و به صفحه لينك هاى 'داغ' منتقل ميشوند.

خوب البته اگر بالاترين يك محفل كيهان دوست محسوب ميشد جاى تعجبى و شكوه اى نميماند كه چرا هر روز و شب كه اينجا ميآييم بايد چشممان به جمال روزنامه دوست داشتنى كيهان روشن شود . اما از انجا كه نه بالاترين چنين محفلى است ظاهرا و نه دوستان بالانشين ادعاى دوستى و عشق كيهان دارند، به نظرم جاى تفكر و تعجب باشد كه چرا پس اينطور است، و چرا لينك هائى با محتوى مربوط به كيهان با چنين استقبال بالائى روبرو ميشوند .

نه چندان بى شباهت به حسين شريعتمدارى و كيهانش، لينكهاى مربوط به حسين درخشان هم معمولا سرگذشتى مشابه دارند. ميگويم نه چندان بى شباهت، به اين دليل كه هر دوى اينها بناي ارتباط ، شيوه خطاب ، و روش جلب توجه بسيار مشابهى دارند كه عميقا بر پايه تحريك و برانگيختن احساسات منفى خواننده شان بنا شده است . اما جالبتر ان است كه اين روش چندش انگيز و موفقيت آن در شكار مخاطب نهايتا ربطى هم ندارد به آينكه خواننده موافق باشد با آنها يا مخالف، و يا حتى به اين كه اين احساسات منفى بر عليه چه كسى انگيخته شده اند: احساسات منفى ميتواند به سوى شخص ، كشور يا موضوع ثالثى باشد، يا حتى به سوى خود نويسنده باشد، و يا نهايتا حتى ميتوانند احساساتى درونى باشند كه درون فرد خواننده بر عليه خودش انگيخته شده باشد. . نكته ان كه اين تله احساسى به نظر ميرسد كه هر بار موفق تر از بار پيش قادر است تا توجه و حتى اراء خوانندگان را حتى در محيطى مثل بالاترين به خود جذب كند .

بحث عمقى ترى راجع به اين مسئله ، و بخصوص روانشناسى تشويش و تحريك منفى ، در ذهنم است، كه اميدوارم طى دو سه روز آينده وقت كنم و ان را روى كاغذ بياورم، اما فعلا دو سه تا سئوال ساده را فقط ميخواستم مطرح كنم كه واقعا چرا و چگونه است كه اينهمه دوستانى كه جدا و حقيقتا با طرز انديشه و رفتار افرادى مثل حسين شريعتمدارى يا حسين درخشان مخالفند، در نهايت به كرات و به سادگى در تله اينها ميافتند تا جائى كه در يك روز ، همانطورى كه در عكس بالا ميبينيد، اخبار كيهان در آن واحد سه نقطه از 'بهترين' لينكهاى بالاترين را به خودشان اختصاص ميدهند، و ميبينيد كه چهارميش هم در دست تكميل براى رسيدن به همان ستون است . آيا واقعا خوانندگان بالاترين اخبار كيهان را از 'بهترين' اخبار و لينكهاى ممكنه ميدانند ؟ يا آيا واقعا دوست داريم 'كليك' هاى خودمان را اينطور سخاوتمندانه و با شور و هيجان به حساب روزنامه كيهان واريز كنيم ؟؟

.


مرا جع:

  • بالاترين

    .

    .


    .

  • ۳ نظر:

    عیسی مازنی گفت...

    من هم فکر میکنم این دوستمان به نکته جالبی اشاره میکنه. تجربه نشان میده که وقتی همه ایرانیان همزمان یکی چیزی را فریاد بزنند، آن چیز شنیده خواهد شد مثل جریان اسم خلیج فارس در مجله نشنال جوگرافیک. همان تجربه نشان داد که "حاکمیت" بی غیرت که -به گفته خمینی- "حفظ نظام را واجب الواجبات" میداند، میروند و زیر اسم "خلیج عربی" مینشیند و لبخند میزند تا در بقا بماند. پس فرقی ندارد که ما چند بار فریاد بزنیم و از ظلم و جنایت بنالیم تا یک قدم عملی برای تغیر برنداریم. در نتیجه فرقی نمیکند چه لینکی میرود آن بالا. آن لینک فقط نشانه از برایند عقل جمعی ما و آنچه جمع بعنوان "مهم" تلقی میکند، دارد.

    عیسی مازنی گفت...

    دوست عزیز من نظر قبلی را در بالاترین نوشته بودم، که اینجا -اشتباها- بدون تصحیح برای شما گذاشتم. بهرحال نکته جالبی را اشاره کردید. من هم خیلی متاسفم که خیلی چیزهای مهم -مثل قتل ابراهیم لطف الهی و زهرا ب و ....- اینطور توسط جمع "ایرانیان" نادیده گرفته میشه و زود فراموش میشه. این بی غیرتی در ایرانی بودن و آدم بودن را من هم نمیفهمم.

    The Analyst گفت...

    عيسى جان، از نظرت خيلى ممنون ، اينكه به اشتباه اينجا آمد هم چيز بدى نيست به هر حال چون اغلب بحثهاى محتواى اين بلاگ در بالاترين ميشود و صفحه هاى اينجا غالبا خالى از كامنت ميماند . با حرفتان هم موافقم البته . به نظرم تا روزى كه 'ايرانيان' متوجه نشوند كه در حقيقت آنچه بر سرشان ميرود نتيجه مستقيم رفتار و برخوردها و علائق يا بى علاقه گى هاى خودشان است ، صحبت از دموكراسى واقعى كردن شوخى خواهد بود .