۱۱.۸.۸۷

نکبت !

.

لینک این مطلب در بالاترین

این کلیپ کوتاه (۴۳ ثانیه) را یک مسافر ایرانی در "خارج" (آمستردام) گرفته است . . . شاید جالبترین لحظه اش همان آخرش باشد که دوست ایرانی مان، از سر عصبانیت یا حسادت، میگوید "نکبت" و دوربین را خاموش میکند.

میگویم شاید جالبترین لحظه فیلم همان لحظه آخرش باشد، چون چند چیز را خیلی به اختصار شکار میکند آن لحظه زودگذر. ببینید، هموطنی این موضوع را دیده و در نظرش سوژه جالبی آمده و به اندازه کافی دارای اهمیت هم بوده که نه تنها فیلم بگیرد از این زوج همجنس گرا، بلکه بیاید و فیلمش را در یو تیوب هم بگذارد. خوب، تا اینجای کار قابل درکه به هر حال، بخصوص با این وضع غیر معمولی لباس پوشیدن و نیمه لخت بودن در خیابان، این آقای ظاهرا همجنس گرا سوژه "جالبی" بوده براش، همونطور که برای خیلی های دیگه هم هست، چه در ایران چه در خارج از ایران . اما در عین حال اگر با اون کلمه «نکبت» دوستمون احساسات درونی خودش را نشون نداده بود، این فیلم برای من یکی لااقل چیز مهمی نداشت که بخوام بیام و بزنم اینجا و راجع بهش بنویسم

خوب، حالا «نکبت» یعنی چی اصلا؟ نکبت اصطلاحی است که برای ابراز انزجار به کار میرود دیگر، درست ؟ بله، پس این دوستمون با گفتن کلمه نکبت به «شنونده» تخیلی خودش (که طبعا من و شما باشیم) این موضوع را میخواسته منتقل کند که ایشون از «اینجور افراد» نه تنها فاصله دارد، بلکه انزجار هم دارد، و به عبارت دیگر از لحاظ اخلاقی در سطحی بالاتر از این فرد سوژه فیلم قرار دارد و میتواند با حقارت به این همجنس گرا ها نگاه کند و انها را «نکبت» بخواند.

اما یک مسئله کوچکی این وسط مطرح میشود، و آن اینکه این دوستمان در عین حالی که میخواهد اینقدر فاصله بین خودش و فرد مورد نظر در فیلم ایجاد کند، در عین حال تا حدی به آن فرد و زندگی و طرز رفتار و روش زندگی او علاقه مند است که تصمیم میگیرد از او فیلم بگیرد، تا نه تنها این لحظه را برای خودش تا مدت نا محدودی نگه دارد و بتواند با خودش به خانه ببرد، بلکه بتواند به دیگران هم نشان بدهد و آنها را هم در لذت دیدن این صحنه شریک کند. همان «دیگرانی» که از خواهر و برادر و دوستان ایشان شروع میشود و به من و شما و بقیه تماشا کنندگان در اطراف دنیا ختم میشود.

به عبارت دیگر، یکجور شکاف، یا یک «دوگانه گی» در عمق این داستان دویده است، اما تنها لحظه ای که این دوگانگی عمیق با وضوح به چشم میآید همان لحظه آخر است، و کلمه نکبتی که درست قبل از فشردن دکمه و به پایان رساندن عمر کوتاه این ویدئو بر زبان گیرنده این فیلم جاری شده است.

.

.

.

.

۹.۸.۸۷

طفلی ها اکسان ، شل و بریتیش پترولیوم

.

لینک این مطلب در بالاترین

در دل روزهای بهت انگیز شکست و فروپاشی که اخیرا بازارهای امریکا و خیلی کشورهای دیگر را فراگرفته است، خبر های خوشی که این هفته یکی یکی از شرکتهای نفتی رسیدند به حدی غیر قابل قبولند که آدم را گیج میکند که چه عکس العملی باید نشان داد واقعا.

شرکت «اکسان موبیل» (Exxon Mobil) را در نظر بگیرید مثلا، که امروز اعلام کرد سود امسالش بیشتر از چهل در صد بالا رفته است تا این شرکت نفتی رکورد نفع مالی کمپانی ها در تاریخ امریکا را بشکند. متوجه عرایض بنده هستید؟ امروز شرکت اکسان با اعلام اینکه مقدار منفعت خالصش در طی سه ماهه سوم سال میلادی ۲۰۰۸ چیزی نزدیک به پانزده میلیارد دلار (۱۴ میلیارد و ۸۳۰ میلیون دلار) بوده است، رکورد منفعت سازی را در تاریخ کمپانی های دنیا شکست! ضمن اینکه در آمد کل این کمپانی نفتی در سه ماهه فوق ۱۳۷ میلیارد و هفتصد میلیون دلار بوده است!

از طرف دیگر، کمپانی غول پیکر نفتی دیگری، یعنی «شل» نیز امروز گزارش از منفعت سرسام اوری داد که باز با کنتراست خارق العاده ای بر زمینه غمناک بازار امریکا و اروپا جیغ میکشد: شل اعلام کرد که در سه ماهه گذشته بیش از ده میلیارد و نهصد میلیون دلار منفعت خالص داشته است، در حالی که کمتر از یک هفته پیش نیز شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم اعلام کرده بود که در آمد سه ماهه گذشته اش بیشتر از ۱۰۳ میلیارد دلار بوده، با سود خالصی بیشتر از هشت میلیارد دلار.

بعد از انواع عکس العملهائی که اینجا و بخصوص در بالاترین گرفته ام، خیلی سعی میکنم زبانم را نگه دارم و عکس العمل هایم را جمع و جور کنم، چون میدانم هر چیزی هرچقدر هم بدجور یا زشت یا اصلا بد به نظر من بیاد، باز یک عده ای هستند که به نظرشان ان چیز نه تنها طبیعی و معمولی، بلکه اصلا لازم و عین خوبی میاد. شک ندارم این داستان منفعت های بی حد و حصر کمپانی های شل و اکسان و غیره هم طرفدارهای خودش رو داره، پس اجازه بدهید تا من زبانم را گاز بگیرم و تعبیر و تفسیر این خبر را هم به خود شما واگذار کنم. فقط این را بگویم که مخ آدم سوت میکشد از این دنیای وارونه که در نظر اینهمه آدم کاملا هم سر جا و درست میآد...

.

.

۷.۸.۸۷

عکس رنگی محمد عالم خان، آخرین امیر بخارا

.

لینک این مطلب در بالاترین

این عکس رنگی زیبا و با کیفیت عالی که از «محمد عالم خان»، امیر «بخارا»، در سال ۱۹۱۱ میلادی (۱۲۸۹ شمسی) گرفته شده است در میان اولین عکسهای رنگی است که در اوایل قرن بیستم توسط شیمیدان و عکاس مشهور روسی به نام «سرگی میخائیلوویچ پروکودین-گورسکی» گرفته شدند. برای دیدن نسخه بزرگ عکس میتوانید روی آن کلیک کنید.

نیکولاس دوم، تسار وقت روسیه، دستور داده بود تا پول و تجهیزات لازم، از جمله یک تاریکخانه سیار که در یک کوپه قطار ساخته شده بود، در اختیار اقای پروکودین-گورسکی قرار داده شود که متد عکاسی رنگی را اختراع و به نام خود در روسیه به ثبت رسانده بود. در مقابل این تسهیلات تسار به او ماموریت داد تا از گوشه و کنار روسیه تزاری گزارشهای تصویری تهیه کند. تعداد زیادی از این عکسهای جالب سرگی پروکودین-گورسکی را میتوانید از طریق این لینک در کلکسیون کتابخانه کنگره امریکا ببینید.

محمد عالم خان، سوژه عکس بالا، از نواده های مستقیم چنگیز خان مغول محسوب میشد و آخرین امیر سلسله اوزبکهای «منغیت Manghit » بود که از پس از مرگ نادر شاه افشار (در ماه ژوئن ۱۷۴۷ میلادی، خرداد ماه ۱۱۲۶ شمسی) بر «امارات بخارا» حکم میراندند. پس از انقلاب کمونیستی در روسیه، وقتی بلشویک ها در سال ۱۹۲۰ (۱۲۹۹) بخارا را تصرف و تشکیل «جمهوری خلق بخارا» را اعلام کردند، محمد عالم خان امارت را ترک و و به افغانستان رفت، و تا سال ۱۹۴۴ که در کابل در گذشت در افغانستان زندگی کرد .

.

.

۵.۸.۸۷

ماشین بازی در ماه

.

لینک این مطلب در بالاترین
اولین بار در سال ۱۹۶۹ بود که اعلام شد یک انسان امریکائی موفق شده است با سفینه آپولو یازده به ماه برود، از سفینه خارج شود تا بر سطح‌ ماه پا بگذارد و کمی گردش کند، پرچم امریکا را هم آنجا نصب کند، و بعد هم به زمین برگردد.

هنوز چیزی از این اعلام نگذشته بود که در سال ۱۹۷۱ اعلام شد یک امریکائی علاوه بر فرود بر سطح‌ ماه با سفینه آپولو پانزده، یک ماشین هم با خودش به ماه برده و دو سه روز روی ماه مانده، و پیش از بازگشت به زمین کمی هم آنجا با ماشینش، که به اسم «مه نورد Moonrover» معرفی شده بود بگردد.

عکسی جالبی از مه نورد اپولو ۱۷ کلیک کنید تا نسخه بزرگتر را ببینید
شک و تردید ها و تئوری های توطئه فراوانی در مورد این حکایات وجود دارند، که احتیاجی به بحثشان نیست (گرچه اگر کسی دوست دارد میتواند از اینجا شروع کند). اما یک سئوالی که برای من بد جوری بی جواب مانده اینست که اگر واقعا همانطوری که اعلام شده بود، در اواخر ده شصت، یعنی تقریبا پنجاه سال پیش، وقتی هیچ خبری از ترانزیستورها و کامپیوترهای قدرتمند امروزی نبود، امکان این وجود داشت که به همین راحتی انسانها را به ماه بفرستند و برگردانند، که هیچ، روی ماه ماشین سواری هم بکنند، خوب حالا پس چراست که امروز، پنجاه سال بعد، هنگامی که توی یک مینی بوس معمولی مان، هیچ، توی یک ساعت مچی مان بیشتر از همه اپولو ها قدرت محاسبه الکترونیکی خوابیده است، خوب چطور است که حالا وقتی میخواهند کسی را به کره ماه بفرستند اینقدر موضوع سخت و مهمی است که تازه ناسا گفته میخواهد «سعی کند» تا سال ۲۰۱۸ یک سفینه ای بر سطح ماه بنشاند ؟

.

شما را نمیدانم، ولی من اصلا از این حکایت سر در نمیاورم.

.

.

از هر هفت سیاه پوست امریکائی یک نفر از حق رای محروم است

.

لینک این مطلب در بالاترین

روزنامه واشنگتن پست امروز مقاله ای منتشر کرده بود تحت عنوان، «در سازمان ملل بسیاری امیدوارند اوباما پیروز شود»، و در آن شرح‌ داده بود که چطور نماینده های بسیاری کشور ها از جمله روسیه، کانادا، انگلستان، آلمان، هلند، سیرا لئون، افریقای جنوبی، اندونزی، و چند کشور دیگر به صراحت گفته اند که تنها امیدی که میتوان به بهتر شدن وضعیت امریکا در جهان داشت از طریق رئیس جمهور شدن اوباما است.

اما نکته ای که به دلائل مختلف، از جمله هراس از بر انگیختن مسائل عمیق نژادی که جامعه امریکا را در بطنش پاره نگه داشته اند، بسیار به ندرت مورد بحث رسانه های عمومی پر تیراژ‌ امریکائی قرار گرفته است، مسئله نقش و تاثیر پیروز شدن اوباما بر زندگی و افکار سیاهان امریکاست. شک نمیتوان داشت که اگر اوباما پیروز شود، همان فردای پیروزی او بحث در مورد نقش و تاثیر پیروزی او بر جامعه سیاه امریکا یکی از بحثهای اصلی در مطبوعات و تلویزیون خواهد بود، اما در حال حاضر هنوز جای چنین بحثهائی خالیست.

شاید باور کردنش مشکل باشد، اما حقیقت است، که با رسیدن شماره زندانیان در امریکا به رقم باور نکردنی حدود دو و نیم میلیون، وضعیت گروهی که قرنهاست زندگیش در اعماق تاریک حکایت زنجیر و زندان رقم خورده است ، یعنی سیاهان و بازماندگان بردگانی که قبل از رواج تجارت و تکنولوژی نفت از افریقا به عنوان منبع انرژی ارزان به امریکا وارد شدند، از همه بدتر مینماید.

طبق آخرین آمار (دانلود نسخه پی دی اف)، در حال حاضر ( سال ۲۰۰۸) در ایالات متحده از هر ده فرد بالغ یک نفر در زندان به سر میبرد. اما یکی از جنبه های این چرخه منفی که هنوز هم کمتر مورد توجه قرار گرفته اینست که تبعیض سیستماتیکی که بر علیه سیاهان در جامعه مدنی و قانونی ایالات متحده وجود دارد، نه تنها نسل حاضر را به اعماق تاریک جامعه میراند، بلکه آرام آرام در یک حرکت خزنده کل جامعه سیاه را از شرکت قانونی در فعالیت های اساسی مدنی همچون حق رای دادن نیز محروم میگرداند.

و اقعیت تکان دهنده ای که سال گذشته توسط محققین روشن شد این است که بیش از چهار میلیون و دویست هزار امریکائی، و در میان آنان یک و نیم میلیون، یا اندگی بیش از یک هفتم مردان سیاه پوست در امریکا به دلایل مختلف، از جمله سابقه محکومیت زندان، از حق رای دادن محروم هستند. به عبارت دیگر، اگرچه در سال ۱۹۶۵، یعنی کمی بیش از چهل سال پیش، دولت ایالات متحده قانونی را تصویب کرد که به سیاهان حق رای دادن بخشید، هنوز نیم قرن از «اعطای» این حق نگذشته است که جامعه امریکا از هر هفت مرد سیاه پوست یک نفر را از حق شرکت در سرنوشت خود توسط رای دادن محروم کرده است.

.

.