۱۳.۴.۸۷

خاطرات خوب روزهاى رفته - ۲

.

آدم كه ياد گذشته هاش ميافته، چشمونش از گريه اشك آلود ميشه
تصويرى از روزهاى رفته ميبينه، كه در اون هر چهره اى نابود ميشه

.

Tennessee Tuxedo in:
Telephone Terror
تنسى تاكسيدو در
دردسر تلفنى

.

.

وقتى استانلى به تنسى تاكسيدو ماموريت ميده تا خبر كنسرتى را كه قراره با پيانوئى كه تازه خريده اجرا كنه به همه حيووناى باغ وحش برسونه، تنسى تصميم ميگيره كه به جاى دويدن به قفس هاى مختلف براى رساندن خبر كنسرت، بهتره يك تلفن اختراع كنه. اما تنسى و چاملى خيلى زود متوجه ميشن كه ساختن تلفن به اون سادگي ها هم كه فكر ميكردن نيست ، و تصميم ميگيرن به سراغ آقاى ووپى ، مردى كه همه جواب ها را در تخته سياه سه بعديش دارد، بروند . آقاى ووپى تنسى و چاملى رو قانع ميكنه كه به جاى ساختن يك تلفن الكتريكى، از يك سيستم ساده ترى استفاده كنن كه عبارته از دو تا قوطى كه با سيم فلزى به هم وصل شده اند . تنسى و چاملى به باغ وحش برميگردن، و حالا براى ساختن تلفن هايشان احتياج به مقدار زيادى سيم فلزى دارند. تنسى چاملى رو مامور پيدا كردن سيم ها ميكنه، و هنوز چند دقيقه اى نگذشته كه سر و كله خوشحال چاملى پيدا ميشه ، كه موفق شده به نحو اسرار آميزى مقدار زيادى سيم فلزى براه پروژه تلفن پيدا كنه ! تنسى و چاملى با موفقيت هرچه بيشتر براى هر قفس يك خط تلفنى درست ميكنند و خبر كنسرت استانلى را به همه حيوانات ميرسونن ...

عصر آن روز همه حيوانات براى شنيدن كنسرت پيانوى استانلى جمع ميشوند، ولى . . . . .

.

خاطرات خوب روزهاى رفته - ۱

.

Merrie Melodies
Bugs Bunny in:
Wabbit Twouble
باگز بانى در
تعطيلات تابستان

.

.

.

برنامه شاتل فضائى روسيه و سفينه اى به نام بوران

.

عكسى قديمى از شاتل روسى بوران

.

آيا ميدانستيد كه روسيه هم پروژه شاتل فضائى داشته ؟ و آيا ميدانستيد كه شاتل روسى در دهه هشتاد پرواز موفقى نيز به فضا داشته است ؟

برنامه شاتل فضائى روسى به نام بوران (Буран به همان معنى بوران فارسى، يعنى برف و باران همراه با باد) در دهه هفتاد به مرحله عمل رسيد، و شاتل بوران اولين پرواز فضائى بدون سرنشين خود را در سال ۱۹۸۸ با موفقيت به انجام رسانيد . اما با نزديك شدن پايان عمر سياسى اتحاد جماهير شوروى ، پروژه بوران نيز به دليل كمبود هاى مالى سازمان فضائى ان كشور به تعليق در آمد، و در سال ۱۹۹۲ اين پروژه رسما تعطيل شد .

اگرچه نمونه هاى مختلفى از شاتل روسى ساخته شدند، تنها يكى از آن سفينه ها به فضا فرستاده شد . يكى از اين شاتل ها هم اكنون در موزه Technik Museum Speyer درفرانكفورت آلمان به نمايش گذاشته شده است .

.

عكس تازه ترى از شاتل روسى بوران


مرا جع:

  • Russian Spaceweb Dot Com: تاريخچه پروژه بوران
  • فيلمى از حمل شاتل بوران بر پشت يك هواپيماى آنتونوف
  • فيلم كوتاهى از جدا شدن شاتل بوران از سكوى پرتاب، در سال ۱۹۸۸
  • صفحه مخصوص سفينه بوران در ويكيپيديا

    .

    .


    .

  • ۱۲.۴.۸۷

    چرا مرگ بر آمريكا؟ يادداشتى به دوست جوان بسيجيم .

    .

    دوست من، در آخرين يادداشتت برايم نوشته بودى 'قاعدتا مرگ بر امريكا'. از دستم ناراحت نشو، ولى ميخواستم سئوال كنم ازت، چرا مرگ بر آمريكا ؟ يادمه آخرين بارى كه يكى ازت پرسيد، جواب دادى چون آمريكا جنايت كرده ، دخالت كرده ، منافع خودش رو دنبال كرده . . . ولى دوست من، انصافا توى تاريخ هر ملت و مملكتى نگاه كني ميبيني بالاخره براى رسيدن به منافع خودش اينجا و اونجا چاره اى نداشته الا اينكه پا روى منافع ديگرون بذاره . مثلا همين ايران عزيز خودمون، فكر ميكني كم از اين كارا كرده هر جا براى منافعش لازم بوده ؟ كم كشور گشائى كرديم ؟ كم لشكر كشى كرديم ؟ كم آدم كشتيم؟ كم شكنجه داديم؟ كم دخالت توى زندگى ديگرون كرديم؟ يا شايد همه اين آدم هائى كه ما كشته ايم، خانواده ها و زن ها و بچه ها و شهر ها و كشورهائى كه سر داران ما به نمايندگى از ما در قرن ها تاريخ خودمان زده اند و گرفته اند و به تاراج برده اند و گشوده اند و مال ما كرده اند ، شايد واقعا فكر ميكنيم اينها "فرق داره" ؟ شايد احساس ميكنيم اينها خيلى خشونت اميز نبوده ؟ شايد فكر ميكنيم اينها براى خدمت به اون ملت ها، يا در حتى شايد به نفعشون بوده ؟ منظورم اينه كه ،شايد يك جائى از ذهنمان احساس ميكنيم اين جنبه هاى تاريخ خودمان همه اش يك دليل خوبى داشته و توجيه شده بوده، ولى دخالت هاى امريكا توى كشور هاى ديگه از جمله كشور خودمون دليل خوبى نداشته و توجيه نشدنيه ؟

    ولى دوست من، بيا انصاف بديم ، هر چقدر هم انصاف دادن در مورد دشمن كار سختى باشه . قبول، آمريكا چون تكنولوژى قرن بيستمى در دستش بوده و منابع و ثروت يك قاره به اين بزرگى و غنا و ذخاير يك دنياى جديد و دست نخورده هم در دسترسش بوده، موفق شده به حدى و به نحوى در كشور هاى ديگه دخالت كنه كه قبل از اون شايد هيچ كشورى موفق نشده بوده . از طرف ديگه هم چون خيلى تمدن كم سن و سالى بوده، تجربه تاريخى ايران و چين و هند و حتى اروپا رو نداشته ، شايد هم كمى زياده روى كرده باشه، شايد هم زيادى قلدر بازى در آورده باشه و حسابى ما رو عصبانى كرده باشه. به هر حال جوون بوده و جاهل ! ولى آخه اينو هم فراموش نكنيم كه همين تمدن كم سن و سال چقدر به تمدن بشرى خدمت كرده، شايد بيشتر از بسيارى از تمدن ها و امپراطورى هاى ديگر در طول تاريخ . و تازه، اگر هر جوونى رو كه از سر جوونى و بي تجربه گى قلدرى كرد قرار بود به كمتر از مرگش راضى نشيم، فكر ميكنى سرنوشت نوع بشر به كجا ختم ميشد ؟ يعنى امريكا اينقدر غير بشرى رفتار كرده، اينقدر متفاوت با همه نسلاى تاريخ، از جمله پدرها و حتى برادرهاى خودمون، رفتار كرده كه چاره اى به جز مرگ براش به ذهنمون نميرسه ؟ برادر جوان من، دوست من، چرا آرزوى "مرگ" براى آمريكا ؟

    تازه حالا هم كه به همين زودى قرن امريكا به آخر رسيده و ديگه اون ابر قدرت و اون و قلچماق جوونى هم كه بود نيست. خوب باز هم طبيعيه، آدم كه هميشه جوون و كله خر نميمونه، بالاخره عمر كه ميگذره زندگى به آدم چهار تا درس ميده، چهار تا درسى كه آمريكا تازه شروع كرده به ياد گرفتن ! شايد اصلا مسئله و تقصير اصلى آمريكا هم همين بوده كه در سن كمى به قدرت خيلى زيادى دست پيدا كرد، در سنى كه هنوز دانائى و بلوغ درست استفاده كردن از قدرتش رو به دست نياورده بود . ولى خدائيش باز هم مگه قياس با تاريخ اگر بكنيم دستاى امريكا مثلا خونين تر از كشورهاى ديگه هست؟ نه ! نميشه به جاى اينكه طلب مرگش رو بكنيم، طلب بزرگ شدن و عاقل شدن و عاشق شدنش رو بكنيم ؟

    تازه بذار يه چيز ديگه هم بگم كه شايد به خاطرش عصبانى بشي از دستم، ولى بايد گفت. ببين، از همه اين چيز ها كه بگذريم ، واقعيت اينه كه بخش عمده اى از فرهنگى كه ما تنفس كرده ايم توى ايران شصت هفتاد سال گذشته ، خاك و خوراك فرهنگى كه چند نسل گذشته (هم نسلاى پيش و هم نسلاى پس از انقلاب) باهاش رشد كرديم ، تحت تاثير ، اونم تاثير خيلى عميق از همين فرهنگ، تكنولوژى و تمدن امريكائى بوده ! يعنى عزيز دلم، چه بخواهيم چه نخواهيم امريكا هم (تقريبا مثل عرب ها و اسلام !) يك جزئى غير قابل تفكيك از هويت تاريخى ما شده .

    حالا با اين اوصاف، بذار يه بار ديگه ازت بپرسم، چرا مرگ بر آمريكا ؟؟

    .


    خواندنى:

  • ۱۶ آذر، تولد «مرگ بر آمريكا»
  • مرگ بر امريكا!در حاشية موضعي ‌ گيري رهبر انقلاب مبني بر نفي مذاكره با آمريكا
  • احمدى نژاد دلايل مرگ بر امريكا را توضيح ميدهد
  • كيهان: شعار حذف مرگ بر آمريكا اگر بر مبناي وابستگي و يا وحشت از قدرت استكبار جهاني نباشد ناشي از ساده انديشي نسبت به هويت آمريكا و صهيونيزم جهاني است.
  • جنتی با اشاره به شعارمرگ بر آمريكاى نمازگزاران: زمان مرگ امریکا فرا رسیده،چون شما فریاد مرگ بر شاه سر دادید و شاه مرد
  • مروري بر روابط ايران و امريكا پيش از انقلاب اسلامي
  • تاريخ ايران در ويكيپديا

    .

    .


    .

  • ۱۰.۴.۸۷

    در باب توطئه اخير توسط اذناب ايطاليا جهت كشتن احمدى نژاد توسط اشعه مذمومه ايكس

    .

    خوب خبر را كه همه مان شنيده ايم ديگر ، ولى باز هم دلم قرار نميگيرد تا كپيش را اينجا نزنم . منبع خبر خبرگزارى جمهورى اسلامى است ، و كل متن خبر هم به اين قرار.

    اينهم البته عكس اسكيرين شاتش ، جاست اين كيس خداى نكرده تا وقتى شما اين را ميخوانيد يك آدم عاقلى پيدا شده باشد و به خبرگزارى جمهورى اسلامى گفته باشد اين خبر را پاكش كنند از سايتشان و از حافظه شان.

    اما در اين ميان يكى دوتا از دوستان بالاتريني مثل پرويز خان و هادى جان صحبت را به 'محتواى' مطلب كشانده بودند، و سئوال كرده بودند كه مثلا اگر خداى نكرده روزى حضرت احمدى نژاد در معرض اشعه هزار و پونصدى (كه به گفته يكى ديگر از دوستان بالاترينى ، يعنى جناب گجمو اندازه يك عدس است و سرعتش به اندازه نور)، بله، پرسيده بودند يعنى اگر جناب احمدى نژاد را از جلوى يك اينطور اشعه اي رد كنند چه در خواهد آمد از آنطرف ؟

    خوب ما هم كنجكاو شديم و رفتيم نگاه كرديم دو سه تا دائره المعارف و از اين چيز ها را خوانديم، تا بالاخره جواب را پيدا كرديم، و چون جوابش خيلى جالب بود، گفتم اينجا بگذارم تا دوستان هم استفاده كنند . لب كلام اينكه جواب ما نهايتا در دائره المعارفى پيدا شد به اسم 'اكمل المجانين' ، كه ظاهرا چاپ قرن سيزده ميلادى در رم يا ميلان است، اگرچه مولفش معلوم نيست ، و در اصلش هم به عربى نوشته شده بوده، اما بعد ها يك طلبه اى از مدرسه فيضيه كاشان اين را برداشته و ترجمه كرده به فارسى، خيلى هم خوب ترجمه كرده البته.

    اما كل قضيه آنطورى كه در اكمل المجانين آمده مثنوى هفتاد من كاغذ ميشوند نقلش، و لذا من اينجا حذر ميكنم از اطناب ممل اين حكايت، ولي اگر بخواهيم بر طبق نقوشى كه در آن دائره المعارف آمده شرح دهيم، خلاصه جريان به اينصورت ميشود كه اگر ايشان را زير اشعه ايكس هزار و پونصدى رد كنند، (البته به شرط آنكه اشعه اندازه اش از عدس كمى بزرگتر و بيشتر در حد نخود باشد و سرعتش هم خيلى خيلى زياد باشد)، از چنين عملى نهايتا تصويرى حاصل خواهد شد به اين شكل :

    .

    .

    همانطور كه مشاهده ميفرمائيد تصوير البته در عين سادگى بسيار گوياست، اما انصافا اين داستان بقيه زيادى دارد، كه اگر فرصتى شد بعد ها به عرض خواهم رساند فعلا فقط گفتم وظيفه خودمان را ادا كرده باشيم و دوستان را در جريان كشفيات قرار داده باشيم .

    يا على

    .


    مرا جع:

  • Islamic Republic News Agency (IRNA): جزئياتي درباره توطئه سوء قصد به جان رييس جمهور ايران در رم

    متن خبر منتشر شده توسط ايرنا:

    خبرهاي‪ /۱۶‬جزئياتي درباره توطئه سوء قصد به جان رييس جمهور ايران در رم تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۱۰/۰۴/۸۷‬

    كليات. پژوهش. خبرهاي‪. ۱۶‬

    سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا در خصوص موضوع سوء قصد عليه رييس جمهوري اسلامي ايران در سفر به رم گفت كه اين ماجرا توهم توطئه نبوده و صحت دارد.

    ابوالفضل ظهره وند در گفت و گو با خبرنگار خبرهاي ‪ ۱۶‬ايرنا در اين‌باره تصريح كرد: يك روز قبل از سفر براي كنترل شرايط دستگاه ‪ X-RAY‬نصب شده در محلي كه آقاي احمدي نژاد قرار بود اقامت داشته باشد، به محل رفتم و در بررسي‌ها مشاهده شد كه شدت يا ميزان اشعه دستگاه مورد نظر كه در داخل ساختمان قرار داشت ، بيشتر از حد معمول است. ظهره وند با اشاره به اينكه ميزان اشعه دستگاههاي ‪ X-RAY‬در ايتاليا ‪۳۰۰‬ است، افزود: كمي بعد ميزان اشعه دستگاه مذكور به بيش از ‪ ۵۵۰‬رسيد و به مرور افزايش يافت و به ‪ ۸۰۰‬رسيد . سفير ايران در رم ادامه داد: ابتدا به خرابي دستگاه مشكوك شديم و به فرض اينكه دستگاه خراب است، دستگاه ديگري به محل آورديم اما معلوم شد كه مشكل از دستگاه نيست و ظاهرا اشعه از جايي كنترل مي‌شد. ظهره وند با بيان اينكه طبق گفته افراد متخصص در زمينه اشعه ‪X-RAY‬ درصورتي كه ميزان اشعه از ‪ ۱۵۰۰‬تجاوز كند، احتمال خطر جدي براي افراد حاضر در معرض آن وجود دارد ، گفت : وقتي رييس جمهوري وارد محل شد، ميزان اشعه دستگاه بيشتر شد و به بالاي ‪ ۱۰۰۰‬رسيد بطوريكه آثار ناشي از شدت اشعه در محيط داخل ساختمان كاملا احساس مي‌شد. وي ارائه توضيحات درباره جزئيات بيشتر اين توطئه و هويت عوامل آن را به زمان مقتضي موكول كرد.

    .

    .


    .